احمد بن محمد ميبدى
237
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
لَهُمْ وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ إِذا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسافِحِينَ وَ لا مُتَّخِذِي أَخْدانٍ وَ مَنْ يَكْفُرْ بِالْإِيمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ . امروز براى شما پاكيها حلال شد و همچنين كشتهء اهل كتاب براى شما حلال و شكار شما هم براى آنها حلال است و زبان پاك با ايمان براى شما حلال و زنان از كسانى كه پيش از شما داراى كتاب ( يهود و نصارى ) شدند حلال است هرگاه كابينهاى آنان بدهيد و با عقد نكاح پاكان را نگاه داريد نه پليدان و زناكاران و نه دوستگيرندگان زنان را ، و هركس كه به ايمان كافر شود ، كردار وى تباه و در جهان ديگر از زيانكاران است . 6 - يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ وَ إِنْ كُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا وَ إِنْ كُنْتُمْ مَرْضى أَوْ عَلى سَفَرٍ أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَ أَيْدِيكُمْ مِنْهُ ما يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَ لكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَ لِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ . اى كسانى كه ايمان آورديد چون به نماز برخيزيد رويهاى خود را و دستهايتان را بشوئيد تا آرنجها و سرهاى خود را و دو پاى خود را تا هر دو كعب ( استخوان شتالنگ ) مسح كشيد و اگر جنب باشيد غسل كنيد و هرگاه بيمار باشيد يا در سفر باشيد يا كسى از شما از غايط ( جاى تخليه ) مىآيد يا با زنان لمس و پاسيديد ( و در تمام آن حالها ) آب نيافتيد پس با خاك پاك تيمّم كنيد و رويهاى خودتان و دستهايتان با خاك مسح كنيد ، خداوند نمىخواهد بر شما تنگى نهد بلكه مىخواهد شما را از پليدى پاك كند و نعمت طاعت خود را بر شما تمام گرداند تا مگر شما سپاس گزاريد . ( تفسير ادبى و عرفانى ) 4 - يَسْئَلُونَكَ ما ذا أُحِلَّ لَهُمْ . آيه . پاك آنست كه شرع پاك داند ، پليد آنست كه شرع پليد داند ، راه آنست كه شرع نهاد ، چراغ آنست كه شرع افروخت ، بىشرع هيچكس به كار روشن نيست ، و بىشرع دين هيچكس پذيرفته نيست . اگر نز بهر شرعستى ، در اندر بنددى گردون * و گر نز بهر دينستى ، كمر بگشايدى جوزا يعنى بقاء روزگار و افلاك به شرع الهى است و بقاء و انتظام ستاره جوزا به وجود دين است و گرنه كمربند آن گسسته و خود آن تباه مىشد . پس حلال آن است كه پاك باشد و پاك آنست كه زبان به ياد خدا دارد و دل در فكر او آرد و جان با مهر او پردازد و دل را دو صفت است يكى صفوت و روشنائى است كه از خوردن حلال خيزد و ديگرى قسوت و تاريكى است كه از خوردن حرام باشد ، كسى كه حرام خورد دلش سخت شود و زنگ بىوفائى بر آن نشيند ، و او كه حلال خورد دلش باصفا گردد تا از مهر خود به مهر حق پردازد ، و از ياد خلق به ياد حق برود ، همه او را خواند ، همه او را داند . اگر بيند به او بيند و اگر شنود به او شنود . بندهء خاص ملك باش كه با داغ ملك * روزها ايمنى از شحنه و شبها ز عسس . . . وَ ما عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوارِحِ مُكَلِّبِينَ . آيه . آن سگ شكارى كه از طبيعت خود دست بازداشت ، تا شكار خواجهء خود را نگاه داشت ، لاجرم فريسهء وى حلال گشت و پرورش او در شرع جائز ، و گردنبند زرين را